یه روز خیلی عالی در رسنوران برج میلاد
سلام رادوین عزیز
سه شنبه ای الهه جون و مبین جون بعد از یه غیبت طولانی اومدن خونمون و یه بلوز خوشگل هدیه آوردن. خیلی شیرین با هم بازی میکردید چهارشنبه ای هم رفتیم برات لباس پاییزه خرید کنیم. توی مارک بنتون برات چیز مناسب پیدا نکردم و قراره فردا بریم تندیس یه فروشگاهی بود به اسم اچ اند ام و لباسای خوبی داشت ولی فرصت نکردیم اون روز برات خرید کنیم. دیشب رفتیم خیام ولی لباس خوب و مارک برات پیدا نکردم. همه درجه سه چینی بود. بابایی مارو برد رستوران گردون برج میلاد ولی ما نتونستیم شما رو ببریم بالا. خاله نگین و مامان جون شمارو پایین نگه داشتن و کمک بزرگی شد. من و بابایی رفتیم بالا شب خیلی خوبی بود. غذاهای خیلی خوشمزه داشت. اگه شما رو میبردیم هم خودت اذیت میشدی هم ما. ایشالله سال دیگه بزرگتر میشی میبریمت. هر یه ربع زنگ میزدم حالتو از مامان میپرسیدم و اونا گفتن با خیال راحت بشین رادوین خوابه. ولی من خودم از ارتفاع خیلی میترسیدم. در عرض چند ثانیه رسیدیم بالا و تو رستوران یه آقایی بود به اسم فرشاد نجاتی که پیانو میزد و ما کلی لذت بردیم. همه چی خیلی عالی بود.

رادوین و مبین




عکسهای اتلیه









یه روز خیلی عالی در رسنوران برج میلاد
